برداشتی از رساله آپولوژی افلاطون
444 بازدید
تاریخ ارائه : 9/6/2012 3:27:00 PM
موضوع: فلسفه

برداشتی از آپولوژی

آپولوژی متن دفاعیه سقراط در دادگاهی است که برای او در آتن ترتیب داده بودند.آنچه از مطالعه این رساله به دست می آید گذشته از نکاتی پیرامون تربیت جوانان و نظر او در مورد مرگ و جهان آخرت چیزی است که نقشی کلیدی و محوری در تفکر سقراط بازی می کند.

سقراط در این رساله اصرار دارد که آموخته های انسان چیزی جز جهالت نیست.یعنی دانسته های انسان به هیچ روی تاب پرسشهای محققین را نداشته و از باریکه های نگاه انتقادی هیچ معرفت قابل اتکایی به سلامت عبور نخواهد کرد.سقراط تنها علمی که بدان می توان دست یافت را نفی علم میداند بدین ترتیب کوشش های انسان در راه علم در واقع کوشش در راه رسیدن به اعتراف به نادانی است.سقراط در ص22 تصریح دارد که گفته او در این باره از سر اغراق و یا مزاح نیست.

با این توضیح دیگر نمی توان گفت که سقراط در پی تعریف فضائل و یا پایه گذاری پایدیای یونانی است و یا اینکه بگوییم قصد او روشن شدن حقیقت از دل دیالوگهاست (چنانکه یاسپرس اشاره می کند.) بلکه باید گفت سقراط منادی بن بست علم بشر به معنای پایان و یا شکست هرگونه تامل متافیزیکی است.

او ص25 تصریح دارد که: «مراد خدا از پاسخی که به سخنگوی پرستشگاه دلفی جاری ساخت این بود که بی ارجی دانش بشر را عیان نماید» و همو از قول خدا می گوید:«داناترین شما آدمیان کسی است که چون سقراط بداند که هیچ نمی داند.»

ثمره چنین نگاهی به دانش را در بخش دیگری از آپولوژی می توان نگریست. وقتی انسان به جهل خود اعتراف کند دیگر جسارت قضاوت کردن و حکم کردن ندارد و لذا انگیزه اجرای افعال از انسان گرفته می شود.سقراط این وضعیت را در قالب یک ندای درونی توضیح می دهد. چنانکه می گوید:«آن ندا را من از کودکی شنیده ام و هر بار مرا از عملی که می خواستم بجا آورم باز داشته در حالی که هیچ گاه به اقدام به کاری وادار ننموده است ص35»

اگرچه در بخش های دیگر رساله این مضمون  به گونه ای دیگر آمده و چنان نشان داده شده که منظور سقراط دور ماندن از هرگونه کار زشت توسط آن ندای درونی است اما در اینجا صراحت عبارت موید برداشت ارائه شده است.